چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست.

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست.

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت

دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳  ۰ نظر   ۳۷۸ بازدید

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.
معمولا بیشتر کسانی که برای اولین بار آموزش سازی را شروع مى کنند چون در ابتدای راه هستند و دارای انگیزه کافی نیز می باشند و عزم خود را جزم کرده اند که راه نوازنده شدن را در پیش گیرند، بنابراین اینگونه فکر مى کنند که هر روز به طور میانگین یک، دو یا حتا سه ساعت وقت تمرین دارند و یا طبق برنامه ریزى مى توانند بطور مرتب هر روز مقدار مشخصى تمرین کنند.
ولی همین که دو سه هفته ی اول گذشت متوجه می شوند گرچه با حساب روی کاغذ دو سه ساعتی وقت دارند ولی عملا هر یک، دو یا سه روز می توانند زمان کمی را به تمرین اختصاص دهند مثلا نیم ساعت.
اغلب هنرجویانی که در محاسبه ى زمانِ تمرین با مشکل مواجه مى شوند می گویند این هفته یا هفته ی پیش کار خاصی پیش آمد و استثنائا نتوانستیم تمرین کنیم اما هفته ی آینده فرصت بیشتری برای تمرین داریم و کم کاری هفته ی گذشته را هم جبران می کنیم.
اما از آنجا که تجربه نشان داده و بیشتر ما میدانیم مشکلات همه ی ما گاهی کم و گاهی زیاد مى شود و این نیست که بگوئیم مثلا من این سه ماهی که در پیش است وقت کافی برای تمرین دارم، شاید روزی حداقل دو یا سه ساعت.
به فرض هم که اینطور باشد (که البته با زندگی امروزه کمی محال به نظر میرسد) بعد از گذشت آن سه ماه چه؟ آیا مى خواهید مدتی تمرین و کلاس را تعطیل کنید و به مشغله های روزمره بپردازید و دوباره بعد از گذشت مدت نامعینی دوباره به کلاس بازگردید؟ با توجه به اینکه وقتی «پشت آدم باد میخورد» دوباره شروع کردن هم بسیار مشکل می شود!
یا بخاطر اینکه نمی توانید مثل مدت قبل، زیاد تمرین کنید، کلاس هایتان را یک هفته در میان یا کاملا تق و لق برگزار کنید؟ که هم به کارهای شخصی خود برسید و هم نزد استاد شرمنده نباشید.

من سر کلاس استاد پایور

تجربه ای بس گرانبها پیدا کردم که شاید ذکرِ آن خالى از لطف نباشد، آن خاطره بدین قرار است: چند جلسه ای بود که سرِ کلاسِ ایشان خوب تمرین نمی کردم و قطعات را آنطور که باید نمی زدم (آن زمان مجرد بودم) استاد فرمودند، تمرینت کافی نیست و باید این چند درس را دوره کنی. من خدمت استاد عرض کردم چند هفته ای است که سرم شلوغ است ولی هفته ی آینده فرصت کافی خواهم داشت و جبران خواهم کرد، استاد آن زمان نصیحتی به من کردند که سال ها بعد من به آن پی بردم و آن این بود که فرمودند: “مطمئن باش که تو روز به روز گرفتار تر از دیروز خواهی شد و در آینده فرصت های کمتر و کمتری برای تمرین پیدا خواهی کرد. شما باید اگر روزها زمان تمرین نداری هر شب قبل از خواب حتما نیم ساعت ساز بزنی و بعد بخوابی تا مرتب پیشرفت کنی و همیشه آماده باشی در غیر اینصورت گاهی تمرین داری و گاهی نه، بنابراین هیچگاه به نتیجه ی مطلوب نمیرسی”.
سال ها بعد متوجه شدم که نسبت به گذشته چقدر بیشتر مشغله دارم و این امکان پیش نمی آید که کلاً سرم خلوت شود تا با خیالی راحت از آن به بعد به تمرین بپردازم.
آنوقت بود که فهمیدم تمرینات منظم روزانه، هر چند کم، چقدر مى تواند مفید باشد و پیشرفت را تضمین کند.
با گرفتاری ها و مشغله های امروزی که همه ما کم و بیش با آن دست و پنجه نرم مى کنیم هدف من از طرح این موضوع این است که یک شمای کلی از موارد زیر را طرح و پیرامونِ ارتباط آنها با یکدیگر مطالبى را عنوان کنم تا در آخر به نتیجه اى کاربردى برسم.
آن موارد که به هر یک به طور تفصیل در هر شماره خواهم پرداخت به قرار زیرند:

✓ یک: بررسى شیوه هاى آموزشىِ موجود
✓ دو: بررسى مقدار تمرینِ مورد نیاز
✓ سه: بررسى زمانِ تمرین
✓ چهار: بررسى روشهاى تمرین
✓ پنج: میزان پیشرفت مورد انتظار
✓ ششم: ارائه ى شیوه ى تمرینِ مورد نظرِ این مقاله

در این بخش به بررسى چند شیوه ى آموزشى مى پردازم که نه تنها بى ارتباط به مسائل مربوط به تمرینِ هنرجویان نیست بلکه به ترتیب در شماره هاى بعدى ارتباط بین شیوه هاى آموزش، با کیفیت و کمیت تمرین را روشن خواهم ساخت.

✓ بررسى شیوه هاى آموزشی موجود

- یک: شیوه اى که در هنرستان و دانشگاه هاى موسیقى تدریس مى شود و برخى دیگر از اساتید در مکانهاى دیگرِ آموزشى نیز به همین شیوه عمل مى کنند. به این نحو که معتقدند هنرجو چون به خواسته ى خودش وارد این عرصه شده و در نتیجه بعد از فارغ التحصیل شدن باید به یک سطحِ از پیش تعیین شده برسد، بنابراین موظف به تمرین کافى براى رسیدن به حد مطلوب است و حتما باید هر روز مقدار و وقت مشخصى را براى تمرین، منظور کند. در نتیجه روشى که براى این هنرجویان بکار مى رود یک شیوه ى خاص البته همراه با سلیقه ى استاد است که در نهایت هنرجویان را به نوازندگان درجه ى یک و دو ارتقا دهد. ( که البته این امر به درستى اجرا نمى شود) در این روش به هیچ عنوان ملاحظه ى شرایطِ هنرجو نمى شود و استاد مقدارى که براى هنرجو تعیین مى کند، هنرجو موظف است به انجام آن تکلیف و در صورت کم کارى، بایستى در هفته هاى بعد از آن خود را به حد مطلوب برساند که در غیر اینصورت نمره ى قابل قبول را دریافت نخواهد کرد و در آخر به اصطلاح آن درس را پاس نخواهد کرد. در این روش که اجبارِ تام وجود دارد، براى آن دسته هنرجویانى که خود را موظف به تمرین مى دانند بسیار خوب و باعث پیشرفت چشمگیرِ آنها در مدت زمانِ معینى مى شود، اما براى آنهایى که صرفاً هدف آنها از آمدن به کلاس جنبه ى کاملا جدى ندارد مناسب نیست.
اینکه هنرجویان چه مقدار و یا در چه زمانى تمرین مى کنند، خیلى به دلخواه آنها نخواهد بود و آنها مجبورند وقت و بى وقت هر مقدار که مى توانند تمرین کنند تا حداقل آمادگى را براى حضور در کلاس را پیدا کنند.

شیوه آموزش استاد سامان ضرابی

- دو : نحوه ى تدریس کاملا جدى تقریبا مانند دانشگاه ها ولى چون در آخرِ کار نمره اى به صورت رسمى در کار نیست، به طبع آن سختگیرى هم به آن اندازه نخواهد بود، بطوریکه شرایط هنرجو هم تا حدى لحاظ مى گردد. این روش تمرین نیز براى هنرجویان سخت کوش و هدفمند بسیار مؤثر است و موجبات پیشرفت آنها را خیلى سریع فراهم مى کند.

- سه : شیوه ى بى ثبات؛ در این شیوه استاد سعى مى کند تا کاملا اصولى و قاعده مند تدریس کند اما به علت تجربه ى کم یا سواد نا کافى مجبور مى شود براى حفظ شاگرد، دائم از این شاخ به آن شاخ بپرد و فقط در حوضه اى تدریس کند که به آن مسلط است.
معمولا بیشتر هنرجویانى که طبق این شیوه، آموزش مى بینند تا حدى چند آهنگِ ساده را به طور نسبتاً مطلوبى اجرا مى کنند ولى بى تکلیفى در طرز نوازندگى آنها نسبت به شیوه ى نوازندگى استاندارد کاملا مشهود است.
این نوع کلاس ها براى آن دسته از کسانى که مى خواهند براى دلِ خودشان سازى بزنند یا اینکه قادر باشند چند آهنگِ نام آشنا را در جمعى مزه مزه کنندالبته که مطلوب است.
اما خودِ من شخصاً توصیه به این نوع شیوه ى آموزش نمى کنم چرا که هنرجویى که تازه شروع به آموختن مى کند طبیعى است که شناختى در زمینه ى موسیقى ندارد و با خود مى اندیشد که همین که ده، بیست یا پنجاه آهنگِ دلخواهَش را که زد برایش کافیست، چون او که نمى خواهد حرفه اى شود. اما از آنجائیکه تجربه نشان داده است، بعضى از این هنرجویان پس از مدتى که اصطلاحاً وارد گودِ موسیقى مى شوند و روى غلطک میافتند، با توجه به شناختِ بیشترى که پیدا کرده اند، تمایلِ بسیار زیادى براى ادامه ى کار و حرفه اى شدن از خود نشان مى دهند و آن وقت است که اگر مسیر را با انحراف طى کرده باشند، براى ادامه ى مسیر باید نکاتى که به اشتباه آموزش دیده اند را کنارِ یک معلم آگاه اصلاح کنند (که البته در بیشتر موارد کارِ بسى دشوار هم براى هنرجو و هم براى معلم است.) پس چه بهتر که از همان ابتدا هنرجویان با شیوه ى صحیح و اصولى پیشرفت کنند که بعدها دچار مشکل نشوند، این امر در واقع بر عهده ى اساتیدِ گرامی است!

- چهار : نحوه ى تدریس کاملا جدى تقریبا مانند دانشگاه ها ولى چون در آخرِ کار نمره اى به صورت رسمى در کار نیست، به طَبَعِ آن سختگیرى هم به آن اندازه نخواهد بود، بطوریکه شرایط هنرجو هم تا حدى لحاظ مى گردد. این روش تمرین نیز براى هنرجویان سخت کوش و هدفمند بسیار مؤثر است و موجبات پیشرفت آنها را خیلى سریع فراهم مى کند.

- پنج : شیوه ى متعادل در تدریس؛ اعمالِ این شیوه، نیازمندِ دارا بودن تجربه ى بسیار بالاى استاد مى باشد تا بتواند فراخورِ هر هنرجو، قطعه اى را درس بدهد به طوری که در ضمنِ پیشرفتِ تدریجىِ تکنیکِ هنرجو، آهنگها نیز براى هنرجو ملال آور و کسل کننده نباشد، چه براى هنرجویانى که قصد حرفه اى شدن دارند، چه براى آنهائی که مى خواهند سازِ خوبى بنوازند اما نه خیلى سطحِ بالا و چه براى آنهایى که فقط براى گذراندنِ وقت به کلاس آمده اند. در این روش این معلم آگاه چه بسا که بتواند باعث افزایش انگیزه و علاقه ى این چند دسته از هنرجویان شده و همگى را به سطح مطلوبى از نوازندگى برساند.
در بخش بعدى راجع به اینکه هنرجویان بسته به کلاسى که مى روند چه مقدار بهتر است تمرین کنند، مطالبى را عنوان می نمایم.

تمرین سنتور استاد سامان ضرابی

بررسى مقدار تمرین مورد نیاز

پیرو مطالبى که در شماره ى دوم در رابطه با شیوه هاى آموزشى ذکر شد در این شماره سعى مى کنم نسبت به هر شیوه ى آموزشى مقدار تمرینى را پیشنهاد دهم که مناسب با کلاس مورد نظر باشد.
جداى از این مسئله که مقدار تمرینِ هر شخص به عواملى مانند داشتنِ وقت، حوصله، انگیزه و توان فرد بستگى دارد ولى به طورِ عمومى مى توان چند نوع تمرین را متصور شد. البته نه به این معنى که هنرجویان نسبت به کلاسى که مى روند باید حتما یکى از این شیوه هاى تمرین را انتخاب کنند بلکه توضیح این روشها تنها بخاطرِ مقایسه و درکِ هنرجویان نسبت به نوع تمرین و مقدار بهره ورى بدست آمده از انجام آنهاست.
هنرجویانى که به کلاسهاى کاملا جدى مى روند ( از لحاظ تدریسِ استاد ) و استادشان قادر به تدریس در سطحِ بسیار عالى است، هنرجویان براى نواختنِ قطعات و تمرین هاى مربوط به هر جلسه باید مقدارى را اختصاص دهند که پاسخگوى درسى که در هر جلسه مى گیرند باشد. تجربه نشان داده است هنر جویانِ این کلاسها به روزى بین دو تا پنج ساعت تمرین احتیاج دارند تا بتوانند در سطحِ برنامه ى زمان بندى شده ى استاد، جهت پیشرفتِ معین، قرار گیرند.

امروزه نه چنین کلاسى و نه چنین هنرجویى را مى توان به راحتى پیدا کرد. حتا در هنرستان یا دانشگاه ها. که شاید البته این امر نه به تقصیرِ اساتید و نه جاى شک به همتِ شاگردها است، چه بسا شاید علت، تغییرِ زندگى روزمره ى ما طىِ این سى چهل سالِ اخیر باشد.
ولى بهر حال وجود استادانى چنین جدى و شاگردانى با همتِ بالا، هر چند بیشتر، آرزوى هر مرز و بوم و فرهنگى، در زمینه ى موسیقى است.
براى آندسته هنرجویانى که صرفا جهت تفریح به کلاس مى روند روشن است که صَرفِ هر وقت براى تمرین در منزل در حکمِ اتلافِ وقت است چرا که در مدت زمانِ نیم ساعتى که ( در هفته) به کلاس مى روند از هر حیث براى آنها کافى است و موجباتِ حظِّ آنها را فراهم خواهد نمود.
آندسته از شاگردانى که مى خواهند در نوازندگى پیشرفتِ ملحوظى داشته باشند و در آخر نتیجه ى قابل قبولى بگیرند و بتوانند در آینده مدرسِ خوب یا نوازنده ى درجه یکى بشوند ولى به دلیل ناآگاهى یا شرایطِ خاصى که دارند به کلاس هاى مى روند که استاد براى تدریس، مهارت و تجربه ى لازم را ندارد (که البته در بیشتر موارد خودِ هنرجویان تا مدتها به این نکته پى نمى برند)، در این شرایط تضمینِ پیشرفتِ آنها به مقدار تمرینِ بالا و دارا بودن حسِ کنجکاوى آنها بستگى دارد که به تدریج بتوانند درکى از سطحِ استاد خود پیدا کنند و با این تشخیص قادر باشند اساتیدِ بهترى را که پاسخگوى نیاز آنها باشد پیدا کنند.
این هنرجویان به طور میانگین به روزى یک تا دو ساعت تمرین احتیاج دارند.
براى آنهایى که قصدشان نواختن آهنگهاى دلنشین است و در عین حال براى رسیدن به مهارت بالاى نوازندگى بى انگیزه نیز نیستند، بنا به سازى که آموزش مى بینند، میانگین بهتر است حدود یک ساعت تمرین داشته باشند.
مطالب گفته شده ى بالا کاملا مرتبط با زمان تمرین و نحوه ى تمرین مى باشند تا نتیجه ى مطلوب حاصل آید.
منظور از زمانِ تمرین، بررسى زمانِ مناسب براى تمرین، در طولِ روز است که در بخش بعد مطالبى در این خصوص بیان می نمایم.

✓ بررسى زمان تمرین

چه وقتى یا چه وقت هایى از روز مى تواند بهترین زمان تمرین باشد؟
امروزه براى اکثر مردم تعیین وقتِ مناسب براى تمرین نه تنها اختیارى نیست بلکه اگر زمانِ تمرینِ کمى هم در طول روز پیدا کنند، در تعیین زمانِ تمرینشان اجبارِ کامل دارند و نمى توانند مقدارى که مى خواهند را در زمانى که دوست دارند تمرین کنند. ابتدا براى بررسى زمانِ تمرین، افرادى را در نظر مى گیرم که از هر لحاظ تأمین هستند و مى توانند تمام وقتِ خود را به موسیقى اختصاص دهند که عموما و اصولا (البته طبق مطالعات و تحقیقاتِ نگارنده) تمرینهاى آنها بدین صورت است که صبح ها تمرین هایى را در سطح ساده و متوسطه (بنا بر سطح خودشان) انجام مى دهند و یا آهنگ هاى ساده اى را فقط جهت گرم کردن دست ها اجرا مى کنند.
در بعضى موارد انجام این تمرین هاى ساده همراه با تمرکز ذهن مى باشد تا نوازنده در حالت کاملا آرام و تماما در فضاى موسیقى باشد تا از این نوع تمرین ها بتواند روح و ذهنِ خود را هم پرورش دهد.
بدیهى است که این تمرین ها پشت سر هم انجام نمى شود و نسبت به توانایى نوازنده تمرینها به صورتِ پانزده دقیقه، بیست دقیقه، نیم ساعت یا چهل و پنج دقیقه با فاصله و استراحت انجام مى شود که در بین این تمرین ها نیز، حرکاتى جهت نرمش هاى متناسب با سازِ نوازنده البته توصیه مى شود.

زمان تمرین سنتور استاد سامان ضرابی

امروزه نه چنین کلاسى و نه چنین هنرجویى را مى توان به راحتى پیدا کرد. حتا در هنرستان یا دانشگاه ها. که شاید البته این امر نه به تقصیرِ اساتید و نه جاى شک به در ساعات عصر انجام تمرینهاى سخت تر و آماده شدن براى نواختن قطعاتِ مشکل است، آنهم تا آخر شب. این تمرین هم با استراحت هاى کوتاه همراه مى باشد.
این شیوه ى تمرین البته مربوط به کسانى بود که موسیقى را به صورت حرفه اى یا نیمه حرفه اى دنبال مى کنند و تمام وقت خود را براى این کار گذاشته اند و یا از این امر امرار معاش مى کنند و یا از جایى دیگر تأمین مى باشند، بهر حال زندگىِ آنها طورى است که مى توانند با فراغِ بال به امر موسیقى بپردازند و دیگر نگران هیچ چیز دیگر نباشند که البته این نوع زندگى حتی در آنسوى آبها نیز محدود به افراد معدودى است.
اما تکلیف بقیه ى هنرجویان چیست؟اکثر مردم در طول روز نسبت به کار و کلاس هایى که دارند به چند گونه به سرِ کار مى روند و طبیعتا چند گونه وقتِ تمرین دارند.
بعضى صبح کارند و حدود ساعت هشت یا نه باید در محل کار حاضر باشند و طبق ساعات معمولِ کار، ساعات چهار یا پنج کار آنها تمام است و به خانه بر میگردند.
بعضى دیگر ساعات حدودا یازده یا دوازده به سر کار مى روند و به طبع ساعات بازگشت آنها به همان نسبت دیرتر خواهد بود.
بعضى از افراد هم که اغلب کار آزاد و از نوعِ پر مشغله دارند، بیشتر از صبح زود تا شبِ دیر وقت سرِ کارند.
بعضى از خانم ها مثل آقایان شرایطِ کارشان در قالب یکى از موارد بالا قرار مى گیرد ولى بعضى از خانم ها نیمه وقت، صبح تا ظهر یا ظهر تا شب مشغول به کار و بعضى دیگر از خانم ها خانه دار هستند و بیشترِ وقت خود را در داخلِ منزل مى گذرانند یا عده اى دیگر مشغولِ تحصیل هستند و وقتِ آزادِ آنها به گونه اى دیگر است.
بنابراین منطقى نیست که یک نسخه تمرین را براى همه پیچید، بلکه نسبت به میزان وقتِ آزادِ هر شخص، مى توان مقدار تمرینِ مورد نظر را در ساعاتِ قابلِ قبولى از روز ارائه کرد تا هر فرد نسبت به گرفتارى هاى روزمره و وقت هاى آزادش بتواند براى تمرینش برنامه ریزى مختصرى کند و همچنین بتواند نتیجه مقبولى از آن تمرین ها بگیرد.
به طور کلى تمرین هاى صبح، عصر و شب هر کدام مزایا و معایبى دارند که مختصرا بیان مى کنم.

مزایاى تمرین هاى صبح:
از آنجائیکه ذهن بعد از خواب، استراحت کافى داشته و آماده براى کارهاى روزانه است، بهترین زمان براى یادگیرىِ موسیقى مى باشد که البته این مى تواند شاملِ مباحثِ تئورى موسیقى هم شود چون در ساعاتِ اولیه صبح تمرینِ عملى، براى بسیارى از ساز ها مقدور نیست.
معایبِ آن تمرین هاى صبح:
صبح، ذهن آماده ى یادگیرى هست اما عضلاتِ بدن مخصوصا دستها هنوز در حالت خواب یا نیمه خواب قرار دارند (به اصطلاح خشک هستند) در نتیجه اجراى تمرین ها و قطعاتِ مشکل، صبح ها، مى تواند بیشتر آزار دهنده باشد تا یک تمرینِ مفید!
از همین جا مى توان نتیجه گرفت که هر موقع از شبانه روز بهترین زمان براى تمرینِ یک سرى از مطالبِ موسیقى است نه همه ى آن.
مزایاى تمرین در عصر:مزایاى تمرین در عصر این است که بدن و عضلات آماده براى اجراى قطعاتِ سخت هستند.
معایب تمرین در عصر:در عصر ذهن کمى یا خیلى خسته است. البته اگر شخصى در ساعاتِ عصر براى خود برنامه ورزشى بگذارد، مى تواند تا حدى خستگىِ روز را جبران کند.
مزایاى تمرین در شب:
شب ها از آنجائیکه اکثرا کارها به اتمام رسیده و در پیش رو، وقت آزادتر و بیشترى (حتی تا نیمه هاى شب) مى توان داشت، خیال هنرجو براى تمرین راحت تر از زمان هاى دیگرِ شبانه روز مى باشد و شاید بتواند مثلا یکى دو ساعت یا بیشتر به تمرین بپردازد.
معایب تمرین در شب:
عیبِ تمرینِ شبانه این است که ذهن کاملا خسته از فعالیت روزانه است و توان یادگیرى آن چندان خوب نیست.
در بخش بعدى راجع به “شیوه هاى تمرین” (با توجه به مطالب گفته شده در سرى هاى قبل) توضیحاتى میدهم..

روش تمرین سنتور استاد سامان ضرابی

✓ بررسى روشهاى تمرین

با توجه به زمان و وقتِ محدودِ اکثرِ علاقه مندان به موسیقى، امکانِ این نیست که بتوانند شیوه ى تمرینِ خود را از شیوه ى تمرینِ حرفه ای ها الگو بردارى کنند. چراکه آنها تمامِ وقت و زندگى خود را در راستاى اینکار گذاشته اند و طبیعى است که مقدار تمرین آنان بسیار بیشتر از افراد دیگر باشد.
براى یادگیرى درسِ گرفته شده از طرف استاد، با توجه به زمانِ موجودِ هر شخص، مى توان چند نوع تمرین را متصور شد که البته این روش ها بى تناسب با تعداد درس، سختى درس و زمان و توانایى هنرجو نیستند.

روش اول:

هنرجو در هر بار تمرین هر مقدار از درس را که مى تواند، به جلو برود تا به آخرِ قطعه برسد و باز از اول شروع کند و دوباره تا انتهاى آهنگ بنوازد و آنقدر این عمل را تکرار کند که قطعه را بدون مکث و مشکل یا از روى نت یا از حفظ بنوازد.
در این نوع تمرین هنگامى که هنرجو قطعه را شروع به یادگیرى مى کند، تا بخواهد نت ها و ریتم ها را میزان به میزان، درست درک و اجرا کند و در آخر وقتى به انتهاى قطعه میرسد، نُتى از ابتداى قطعه را به یاد نمى آورد و مجبور است هر دفعه نت ها و ریتم ها را مجددا چک و اصلاح کند باید زمان قابل توجهى را صرف کند.
همچنین چون قطعه را میزان به میزان و با مکث میزند، قطعه انسجامى پیدا نمى کند تا راحت تر در ذهن بشیند، بنابراین مدت زمان بیشترى را باید براى تمرین کنار بگذارد تا به تدریج که قطعه را پیش مى برد، بتواند مکث ها و سکوت هاى نابجا که به علت عدم تسلط بر قطعه بوجود آمده را کم و کمتر کند تا حدى که قطعه انسجام بگیرد و مفهوم داشته باشد تا سرانجام بتواند کیفیتِ اجراى آن قطعه را به حدى برساند که قابل پس دادن در سرِ کلاس باشد.

روش دوم:

اینکه هنر جو با توجه به وقتِ خود مثلا یک، دو یا سه خط را در نظر بگیرد و فقط آن قسمتها را تمرین کند و بعد از فراگیرىِ آن چند خط به سراغ خطهاى بعدى برود و همینطور با تکرارِ این عمل به انتهاى قطعه برسد.
این روش خوب است اما گاهى در موسیقى جملاتِ یک قطعه آخرِ خطِ اول یا دوم تمام نمى شود و جمله ناقص مى ماند این باعث مى شود قطعه با سختى در ذهن و دستِ نوازنده بشیند مگر اینکه استاد جملات موسیقى را براى تمرینِ یک هنرجو علامت گذارى و تعیین کند بطوریکه هنرجو تا هر کدام از علاماتِ تعیین شده که تمرین کند و همانجا تمرین را متوقف کند قادر باشد درکى از جمله اى که نواخته پیدا کند تا بتواند آن قسمت از آهنگ را راحت یادآورى کند و هم مابقى قطعه را با مشکلاتِ کمترى بنوازد.

روش سوم:

اینکه در زمانى که وقت بیشترى موجود است، قسمت هاى سختِ درس را تمرین کند و هنگامى که زمان کمترى دارد، قسمت هاى ساده ى آنرا بنوازد.
این روش نیز خوب است اما چند شرط دارد:اینکه اول هنرجو تشخیص دهد قسمت هاى سخت درس کجاست یا استادِ او، به او بگوید.دیگر اینکه هنرجو حدوداً بداند تمرین و درآوردن قسمت هاى مشکل درس با توجه به وقتى که دارد چه قدر طول میکشد و آیا تا تمام شدنِ یک هفته، وقت براى تمرین بقیه آهنگ را دارد یا خیر.
این سه روش همگى بر مبناى حجمِ مشخصى از قطعه ى درس گرفته شده بودند اما روش چهارم که در بخش بعد شرح خواهم داد تنها بر اساس زمان است نه مقدارى از قطعه.

✓ میزان پیشرفت مورد انتظار

تنها ابزار براى بررسىِ پیشرفت در زمینه ى هنر، من جمله موسیقى و نوازندگى، مقوله ى “مقایسه” مى باشد. مقایسه به سه صورت امکان دارد: یک، مقایسه ى مقدار پیشرفتِ خودِ فرد با توانایى هاى بالفعل و بالقوه ى خودش؛ دو، مقایسه هنرجویان با یکدیگر؛ سه، مقایسه ى هر هنرجو با استانداردِ تعیین شده که طبق تجربه بدست آمده است.
از آنجاییکه هیچ دو فردى مثلا در زمینه هاى سن، وقت تمرین، میزانِ استعداد، هوش موسیقایى، نحوه ى تمرین، مقدارِ انگیزه و غیره کاملا شبیه هم نیستند و خودِ فرد هم همیشه در شرایطِ آمادگىِ یکسانى نیست، بنابراین تعیین میزان پیشرفتِ هر هنرجو منوط به خیلى از مسائل اصلى و حاشیه اى مى شود که در ادامه سعى مى کنم برخى از آنها را روشن کنم.
براى مقایسه سه مورد را مى توان در نظر گرفت:
اول- تجربه و مهارت استاد در امر تدریس
دوم- انگیزه، استعداد، پشتکار و روشِ تمرینِ هنرجو
سوم- روشِ تدریس استاد
این پیچیدگى ها در امر مقایسه، هم خوب است هم بد.

مهارت تدریس سنتور سامان ضرابی

مثلا در مورد اول (مقایسه هر شخص با خودش) اینکه فردى، کم تمرین مى کند یا زیاد، یا اینکه بطور متوسط تِرمى چند قطعه یاد مى گیرد، با احتساب اینکه “هر شخص باید با توانایى هاى خودش سنجیده شود” تا حدى خیالِ هنرجو راحت مى شود و اکثرا کم کارى هاى خود را اینگونه توجیه مى کنند که: «با شرایط کارى، فکرى، زمانىِ من، بیش از نمى شد تمرین کرد وگرنه من تلاش خودم را انجام دادم.»
در اینگونه موارد اگر هنرجو آدمِ منظمى در تمرین نباشد، بیشتر در مسیرِ بهانه جویى طىِ مسیر خواهد کرد و براى این دسته مقایسه ى شخصى (نوع اول)نه تنها واقعیت را نشان نمى دهد بلکه باعث کند شدن پیشرفت آنها مى شود.
مقایسه ى شخصى، فقط در یک مورد پاسخ مى دهد، آنهم در مواردى که هنرجو بسیار با انگیزه و بسیار منظم باشد تا دچارِ توجیه پذیرى نشود و از مقایسه ى خودش با خودش، نهایت رضایت را داشته باشد.
اما مقایسه ى هنرجویان با یکدیگر کمى مشکل است. بهتر است که هنرجویان خود این مقایسه را انجام ندهند زیرا به علت عدم آگاهىِ کافى، اغلب دچار اشتباه مى شوند و همیشه خود را عقب تر از دیگران مى بینند (که البته خیلى هم بد نیست چرا که عامل انگیزه و تمرین بیشتر مى شود!). حال اگر هنرجویى خواست خود این مقایسه را انجام دهد اول مى بایست شرایط را سنجیده تا ببیند وجه اشتراکِ کسى که خود را با او قیاس کرده چیست و چقدر است.
هر چه شرایطِ دو هنرجوىِ مورد مقایسه به هم شبیه تر و نزدیک تر باشد، طبیعى است که مقایسه، نتیجه بخش و به واقعیت نزدیک تر است.
سوم، مقایسه ى هر هنرجو با استانداردِ تعیین شده است که اساتید آنرا طىِ سال ها تدریس تجربه کرده اند.اینکه گاهى هنرجویان میزان پیشرفتِ خود را از استادشان سوال مى کنند تا بدانند نحوه ى تمرینشان چگونه است، بدانند شاید تنها داورى که مى تواند در امرِ مقایسه بهترین و نزدیک ترین نظر را به واقعیت بدهد یک استادِ ایده آل، آگاه و با تجربه است.
روشن است چون استاد هم به مباحثى که درس مى دهد اشراف دارد، هم شرایط و میزانِ استعداد هنرجویانِ خود را مى داند قادر است با توجه به اطلاعات و شناختى که از شاگردانش دارد، مجموعاً نظرى صحیح را عرضه کند و نظر او با توجه به در نظر گرفتن تمامِ مواردى باشد که در امر مقایسه احتیاج است.
از مواردى که در بالا ذکر شد یک مورد کاملا بستگى به هنرجو دارد و آن هم پشتکارِ اوست، اما نسبت به اینکه استادِ او کیست و چگونه درس مى دهد نمى تواند تصرفى داشته باشد. البته هر هنرجو مى تواند استاد خوبى که مد نظرش هست را با تحقیق پیدا کند.
پیشنهاد من به هنرجویان به طور کل این است که بدون در نظر گرفتن امر مقایسه، هر فرد فقط به خودش نگاه کند و کارِ خودش را انجام دهد و سعى کند از تنبلى و توجیه فاصله بگیرد، در این صورت هنرجو با هر شرایطى که دارد، خواهد دید پیشرفت او همپاى بهترین شاگردانى است که مى شناسد. (البته با اتخاذ روش تمرینِ صحیح)
به نظر نگارنده جداى از مسائل فوق، نکته اى که براى پیشرفِ تدریجى و مستمر یک هنرجو بسیار اهمیت دارد روشِ تمرینِ اوست.
روش تمرینِ صحیح هنرجو را به سمت سه مطلب هدایت مى کند:
یک، پیشرفتِ ملموس و قابل لحاظ
دو، شناخت هر چه بهترِ استادِ خود (از نظر سطحِ مهارت)
سه، شناختِ بهترِ روشِ تدریسِ استاد
در بعدی به شیوه اى کاربردى براى تمرین هنرجو خواهم پرداخت.

✓ بررسى شیوه هاى تمرین

تجربه شده که جدای از مسئله ی هوش بسیار بالا (شاید در حد یک نابغه) عاملی که باعث موفقیتِ اکثر هنرمندانِ برجسته شده “پشتکار و تمرینِ مدام و پیوسته” بوده است. همانطور که در شماره ى اول گفته شد شیوه اى که قصدِ شرحِ آنرا دارم، پیشرفتِ متعادل و مستمرى را براى شاگردان فراهم مى کند و قابلیت این نیز وجود دارد که رفته رفته به موسیقى جدى تر نگاه کنند و قصدِ حرفه اى شدن را در سر بپرورانند.
در هر تمرین مى توان دو امر را در نظر گرفت یکى مقدارِ تمرین (کمیت) و دوم روش تمرین (کیفیت).
بر طبق تجربه و خاطراتِ موسیقیدانانِ گذشته وقتى مقدار تمرینِ روزانه خیلى بالا باشد (حداقل حدود چهار یا پنج ساعت) حتا اگر روشِ تمرینِ هنرجو هم کاملا درست نباشد ولى چون تمرینِ بسیار زیاد باعث نرمى و مهارتِ فوق العاده ى دستها مى شود، هنرجو مى تواند مدل و روش تمرین و حتا نوازندگى خود را تغییر دهد و البته که مى تواند به چند فُرم و مدل، نوازندگى کند و تغییرِ سبک و روشِ نوازندگى براى او آسان تر خواهد بود (نسبت به کسانى که مقدار تمرین آنها روزانه حداکثر مثلا نیم ساعت است).
در این مورد کمیتِ تمرین، کیفیتِ آنرا تا حدِ قابل قبولى پوشش مى دهد.
ولى اگر شرایط جز این باشد که امروزه براى اکثر مردم شرایط براى تأمین وقت کافى و وافى بسیار سخت است، کیفیتِ نحوه ى تمرین خیلى خیلى بیشتر از پیش اهمیت پیدا مى کند، حال اگر نحوه ى تمرین خوب و زمان زیادى هم براى تمرین موجود باشد، زهى سعادت.
البته چگونگیِ تمرین با بهره وری بالا را هم باید استادى آگاه به شاگرد تعلیم دهد.

دیدگاه خود را بیان کنید